زمزمه نمی دانم تا چه وقت و تا کجا ادامه خواهم داد شايد تا طلوع فردا شايد تا آنسوی شب می دانم تا خواب شب پره ها راهی نيست می دانم شب دوباره زنجره ها خواهند خواند نمی دانم تا چه وقت و تا کجا ادامه ادامم خواهم داد اما می دانم که قلبم هميشه عاشق خواهد ماند می دانم راهی برای گريز نيست می دانم قلبی که بخشيده شود بازگشتی دوباره برايش نيست اما نمی دانم تا چه وقت و تا کجا ادامه خواهم داد پس هر شب تو را خواهم خواند شايد باد صدايم را به گوش تو بسپارد نمی دانم ولی من هميشه به انتظار خواهم ماند شايد تا ابد دوباره زمزمه های تو را بشنوم شايد تا ابد دوباره تو را ببينم شايد تا ابد...............
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 9:23 توسط NIKAN |
گفتي برو ميام دنبالت تا هر كجاي دنيا كه باشي دلم هميشه باشه كنارت به اميد عهدي كه بستي حالا كه اين اتاقم شده واسم يه زندون داد مي زنم مثل يه شب سرد زمستون حالا بازم با اشك توي فكري عميقم چشمهام رو دوختم به كنج اتاقم مي دوني الان تو چه فكري هستم؟ هنوزم كه هنوزه فكرم با تو هستش شروع راه هايي با خيالهاي پستش ديگه توي قلبم جات خالي نيست كس ديگه اومده و عشقي ديگه نيست يه بغضي توي گلومه نمي خوام كسي بدونه به كي بگم خيلي تنهام ديگه كسي رو نمي خوام توي اتاقم مي خوام بشينم تك و تنها بدون هيچكس ولي اون آخه يه تنها و ديگه چيزي نمي خوام تك وتنها هستم روي تختم نشستم تو روحم رو بردي از اين تن خسته ام مثل پروانه به دور شمع تو سوختم ولي اين رو مي دونم كه عاشق تو بودم با ريتم بارون آهنگ گريه رو خوندم آسمون رو زير پاهات فرش كردم ولي گله اي نيست از رسم زمونه حكايت عشق من و تو كه تمومه هنوز نگاهت تو نگاهمه همه يادگاري هات كنارمه بي كي بگم كه خيلي تنهام با بغضي كه توي گلومه با تو كه بودم از تب تو سوختم بي تو شبها رويات رو ساختم ولي آخه من تنهام ديگه چيزي نمي خوام همون بهتر كه گذاشتي و رفتي زندگيم با تو مي گذشت اما به چه مفتي همهي وجودت بودش پر از مرگ عشقي اگر بود بودش عشق من شايد از من بود من كم گذاشتم اما توي سينه آرزويي داشتم ولي بازم دلم رو زدم به دريات تو بودي گذاشتي من رو تك وتنها من كسي رو ندارم كه دستم رو بگيره توي بيكسي هام بگه از پيشم نميره شب رسيد و سرد ساكتم چقدر دل من مي گيره خالي دل من مي گه كه ديگه كينه اي نداره مي دوني كه حرفات رو قبول ندارم خاطره ي بدي از عشق تو دارم برو پي يارت منم مي شم ساكت هيچ وقت نخواستم من بمونم به يادت دوستم داشتي نه برو پي كارت اون نگاهام نه با اون عشق پاكت دوست داشن تو ديگه رفت و مرد همه شدن عروسك يه بازي نو
همه چيزهايي كه از دستشون دادم
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 1:0 توسط NIKAN |